خرید بک لینک

#روایت .
تمام مدت در پنجره ای از ساختمان آسیاب منظر بیرون را تماشا میکرد. .
(استئفان ) نگاهش را به مجموعه جهانی آسیاب ها و آبشارهای دوخته بود با لبخندی بر لب.. برای بازدید از بقیه آثار وقت کم بود ولی دلم نیامد که از این حال خوب خارجش کنم. نگاهش حرکت آب را دنبال میکرد. گاهی دفترچه ای کوچک از جیبش بیرون میاورد و یادداشت هایی میکرد.گاهی هم چشمانش می بست و گوش به صدای آب میداد.گاهی جملاتی انگلیسی زمزمه میکرد.چندین بار با لبخند به من اشاره میکرد این مجموعه خیلی زیباست و دوباره محو تماشای منظره بیرون پنجره میشد.
.
در مورد یادداشت هایی که میکرد پرسیدم گفت هر اثری که بازدید میکنم نوشته ای کوتاه در موردش یادداشت میکنم.
.
قبل از خداحافظی ایمیلم را گرفت و گفت تو ایمیل برایت توضیح میدم چرا این مجوعه را دوست داشتم.

امروز از طریق ایمیل عکسی و نوشته ای به دستم رسید از استفان گردشگر سوئیسی که چند ماه پیش از آثار خوزستان دیدن کرده بود.عکسی زیبا با این نوشته :
. **این جا قطعه ای کوچک از پاردایس (بهشت ) است**.
.
دیدن این مجموعه زیبا و خارق العاده برای من یک از نشانه های پارادیس(بهشت) می باشد.برایم باور کردنی نیست که چنین مجموعه ای در دنیا وجود داشته باشد.در لحظاتی که محو تماشای مجموعه بودم خیال کردم در پارادیس(بهشت) هستم و دلم نمیخواست از این مجموعه زیبا خداحافظی کنم.خوشحالم که از این مجموعه زیبا بازدید کردم و منتظر فرصتی هستم که مجدد از این مجموعه زیبا بازدید کنم.

برچسب: نویسنده: رادین طاهری تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 10:22

صفحه بندی